امام سجاد(ع) می فرماید: حقِ مادر این است که بدانی او تو را حمل کرده است، به گونه ای که هیچ کس فردی را این چنین حمل نمی کند؛ از شیرة جان خودش برای تو صرف کرده است، که هیچ کس این کار را برای تو نکرده است و جز مادر، کسی اینگونه دیگری را غذا نمی دهد؛ در نگهداری تو با گوش و چشم و دست و پا و مو و پوست خود و با تمام قدرت کوشیده است و این تکالیف را با خوش حالی و بی منّت انجام داده است و در این راه همة سختی ها و غم و غصه ها را بر خود هموار کرده است تا هنگامی که دست توانای آفریدگار تو را از شکم او بیرون آورد و متولد شدی؛ خودش تشنه باشد، اما تو را سیراب کند؛ خودش زیر آفتاب سوزان بماند، ولی تو را در سایه نگه دارد؛ راضی بوده است برای آسایش تو از خواب خود چشم بپوشد و آسایش تو را به قیمت رنج و ناراحتی خودش فراهم سازد. رَحِم او جایگاه رشد و دوران جنینی تو بوده است؛ و دامن او بسترِ آسایش تو و پستانش منبع آب و غذای تو و جان او سپر بلای تو بوده است. آیا تو آن قدرت را داری که به شایستگی سپاس او را بگزاری و از او حق شناسی کنی، بجز این که خدا تو را در این راه مدد کند؟ پس به قدر خود از او سپاسگزاری کن.
منو اصلی
مبنای نظری اخلاق حرفه ای در سازمان –بخش 7 فلسفه اخلاق مبتنی بر طبیعت گرایی
مبنای نظری اخلاق حرفه ای در سازمان –بخش 7 فلسفه اخلاق مبتنی بر طبیعت گرایی تاریخ ثبت : 1392/08/08
طبقه بندي : ,31,32,
عنوان مقاله : مبنای نظری اخلاق حرفه ای در سازمان –بخش 7 فلسفه اخلاق مبتنی بر طبیعت گرایی
خلاصه مقاله : اخلاق رواقی یا فلسفه رواقی به مدت پنج قرن بر دنیای قدیم حکمفرمایی داشت. اخلاق رواقی در دو کلمه بردباری و خویشتن داری خلاصه می¬شود. در حکمت عملی رواقی، خیر حقیقی عبارت است از متابعت و پیروی از احکام عقل و تنها شری که وجود دارد، این که انسان از فرمان عقل سرپیچی کند و بنده شهوات و اسیر امیال خود گردد. از نظر فلسفه اخلاقی رواقی، گناهان به هر اندازه که باشند، همه یکسان هستند و هیچ اولویت و مرتبه¬ای در بین نخواهد بود. بد بد است. چه دروغ کوچک باشد و چه بزرگ به اندازه یک جنایت بزرگ فاجعه آمیز و تنفر انگیز است. (ژکس، 1362) توماس هابز(1679-1588): توماس هابز هم به مانند نیچه اصل وغایت رفتار انسان را بر حفظ حیات و صیانت ذات قرار داده است. او متعتقد است که طبیعت آدمی ذاتاً بد و شرور است و وظیفه جامعه است تا افراد را کنترل و به راه معقول هدایت کند. به باور او هیچ نوع نظام اخلاقی در سرشت آدمی و درجهان خلقت وجود ندارد. نظامات اخلاقی موجود تنها در چارچوب قراردادها و نظامات اجتماعی و عرف قابل تبیین هستند. او اصل صیانت ذات را که به حفظ حیات انسان منجر می¬شود را زیر بنای نظام اخلاقی انسان می¬داند. (رضا زاده خسرویه، 1386) فضیلت اخلاقی از نظر توماس هایز عبارت است از:انطباق با عرف و قانون اجتماعی در مقابل ستیزه جویی طبیعی که انسان را برای ایفای حیات خود در حال طبیعی آماده می¬کند. (صانعی دره بیدی، 1368) باروخ اسپینوزا(1677-1632): اسپینوزا می¬گوید: «انسان آزاد هرگز در رفتارش به حیله¬های زشت متوسل نمی-گردد. او همواره با حسن نیت و راستی به عمل می¬پردازد. چون به تزویر عمل کردن رو بر تافتن از فرمان عقل است». (شیشیکین والکساندرفدرو، 1381) در فلسفه اخلاق اسپینوزا عقل تمیز دهنده¬ی میان امور خوب و بد است و عقیده دارد که کسی¬که نتواند سلطه¬ی عقل را بر عواطف خویش مستقر نماید، حقیقتا آزاد نیست.(احمدی¬طباطبایی،1387) دستاورد منحصر به فرد اسپینوزا این بود که یک روش زندگی مهذب، انسانی و معقول، به عنوان یک نتیجه قطعی از این روان¬شناسی مبتنی بر خودخواهی استنتاج کرد و معتقد بود که افراد از این موضوع غافلند که پیروی از هوای نفس مایه¬ی اسارت و بندگی است. (رضا زاده خسرویه، 1386 ؛ فلسفی، 1386)مقصود از انسان آزاد کسی است که عشق عقلانی به خدا را که حافظ سعادت و فضیلت است، در کسب بصیرت نسبت به نظم ضروری اشیاء تجربه می¬کند. (صانعی دره بیدی، 1368) شافتسبری(1713-1671): به عقیده شافتسبری آدمی نوعاً دارای اخلاقی است که قادر است فضایل و رذایل را از هم باز شناسد. همانگونه که ما قادریم بین تناسب¬ها و مغایرت¬ها تفکیک قایل شویم، قادر به تشخیص فضایل و رذایل هم هستیم. حس اخلاقی از جنس حس زیبایی است. فضایل با زیبایی و رذایل با زشتیآمیخته¬اند. حس اخلاقی فطری است، اما مفاهیم اخلاقی فطری نیستند. فضیلت وقتی به کمال خود می¬رسد که با تقوای الهی همراه باشد. بنابراین اخلاق ریشه در موجودی متعالی به نام خدا دارد.(رضا زاده خسرویه، 1386) دیوید هیوم(1776-1711): هیوم قائل به فضایل فطری شامل خیرخواهی، شجاعت، صداقت، عظمت روح، توانایی¬های ذاتی مختلف (همچون دور اندیشی، صبر و اعتدال)، فصاحت،شوخ طبعی و پاکیزگی بود. این فضایل اوصافی هستند که هر موقع با آنها مواجه شویم، به دلیل سرشت ذات ما انسانها، بی درنگ مورد پسند ما واقع می¬شوند. اما در مورد فضیلت عدالت اینگونه نیست، زیرا فضیلت عدالت ابداعی است و گاهی بر خلاف میل و خواسته ما باید عمل شود.(السدیر، 1376) هیوم می¬گوید اگر عقل از تعدیل میان میل و شهوات با ترازوی منطق ناتوان باشد و نتواند خرد و شهوت را هماهنگ سازد، شهوت به اطاعت عقل گردن نخواهد داد. لذا اگر پایه¬ی حیات بر امیدهای دور از خرد باشد، مردم منطقی خواهند آفرید که بر پایه¬ی عقل نبوده، لیکن این امیدها را درست و منطقی جلوه دهد. (فلسفی، 1386)وی در تمایز و تفکیک میان حقایق و اعتبارات(عقل و احساس) چنین می¬گوید: «حقیقت قابل چون و چرا است نه ذوق و احساس، هیچ کس در مورد زیبایی دیگری استدلال نمی¬کند، اما بارها درباره درستی و نادرستی اعمال او استدلال می¬کند». (هیوم، 1377)
فایل مقاله : دانلود فايل
تعداد نمایش : 2023 <<بازگشت

كليه حقوق اطلاعات و مطالب اين سايت محفوظ و متعلق به سایت ایران اخلاق می باشد