امام سجاد(ع) می فرماید: حقِ مادر این است که بدانی او تو را حمل کرده است، به گونه ای که هیچ کس فردی را این چنین حمل نمی کند؛ از شیرة جان خودش برای تو صرف کرده است، که هیچ کس این کار را برای تو نکرده است و جز مادر، کسی اینگونه دیگری را غذا نمی دهد؛ در نگهداری تو با گوش و چشم و دست و پا و مو و پوست خود و با تمام قدرت کوشیده است و این تکالیف را با خوش حالی و بی منّت انجام داده است و در این راه همة سختی ها و غم و غصه ها را بر خود هموار کرده است تا هنگامی که دست توانای آفریدگار تو را از شکم او بیرون آورد و متولد شدی؛ خودش تشنه باشد، اما تو را سیراب کند؛ خودش زیر آفتاب سوزان بماند، ولی تو را در سایه نگه دارد؛ راضی بوده است برای آسایش تو از خواب خود چشم بپوشد و آسایش تو را به قیمت رنج و ناراحتی خودش فراهم سازد. رَحِم او جایگاه رشد و دوران جنینی تو بوده است؛ و دامن او بسترِ آسایش تو و پستانش منبع آب و غذای تو و جان او سپر بلای تو بوده است. آیا تو آن قدرت را داری که به شایستگی سپاس او را بگزاری و از او حق شناسی کنی، بجز این که خدا تو را در این راه مدد کند؟ پس به قدر خود از او سپاسگزاری کن.
منو اصلی
مبنای نظری اخلاق حرفه ای در سازمان –بخش 1
مبنای نظری اخلاق حرفه ای در سازمان –بخش 1 تاریخ ثبت : 1392/07/28
طبقه بندي : ,31,32,
عنوان مقاله : مبنای نظری اخلاق حرفه ای در سازمان –بخش 1
خلاصه مقاله : ادبیات موضوع: تعریف اخلاق: واژه اخلاق به معنی خویها جمع خُلق می¬باشد. خُلق در لغت به معنی خوی، سجیه، طبع و عادت است. (عمید، 1360) بر اساس دیدگاه شخصی می¬توان گفت اخلاق مجموعه ای از اصول می¬باشد که شخص از طریق آن تشخیص می¬دهد که آیا یک فعالیت خوب است یا بد؟ (کولینز، 2009) و از جهت دیگر می¬توان گفت اخلاق جنبه¬ی بررسی و ممیزی داشته و اخلاق را به معنای بررسی و توصیف فعل صحیح تعریف نمود و مفهومی نزدیک به رفتار انسانی و تصمیم گیری در مورد برخورد مناسب با سایرین دانست. (گاوایی، 2010) بنا بر اجماع تعاریف متعدد و با توجه به هدف پژوهش حاضر می¬توان گفت اخلاق عبارت است از یک سلسله خصلتها و سجایا و ملکات اکتسابی که بشر آنها را به‏عنوان اصول اخلاقی می‏پذیرد یا به عبارت دیگر قالبی روحی برای انسان، که روح انسان در آن کادر و طبق آن طرح و نقشه ساخته می‏شود. در واقع اخلاق چگونگی روح انسان است و بر این اساس با آداب و رسوم مرسوم در جوامع تفاوت دارد، چرا که آداب و رسوم یک سلسله قراردادهای صرف می‏باشند که ربطی به ملکات و خلقیات و قالبهای روحی درونی ندارد .(شهید مطهری، 1381) چنانچه فیض کاشانی معتقد است ادب دو مرتبه دارا می¬باشد: ادب ظاهری و ادب باطنی. وی عقیده دارد آداب ظاهری بیان¬گر آداب باطنی(ملکات) می¬باشند.(رکاوندی،1390) همانگونه که در فصل یک ذکر شد، از منظر این مطالعه اخلاقیات به عنوان فرایندی تلقی می¬گردد که مدیران اخلاق¬گرا در طی تصمیم¬گیری خود اصول ارزشی و اخلاقی را بطور شفاف در رفتارِ(استاندارد شده) خود در نظر می¬گیرند. اخلاقیات زمانی قابلیت مدلسازی و نظریه¬پردازی پیدا خواهد نمود که جنبه¬ی کاربردی و عملیاتی داشته باشد. بدین منظور بحث به حوزه¬ی اخلاق کاربردی وارد می¬شود، لیکن به منظور ورود به این سرفصل نیازمند درک مفهوم علم اخلاق و فلسفه¬ی اخلاق می¬باشیم.
فایل مقاله : دانلود فايل
تعداد نمایش : 2086 <<بازگشت

كليه حقوق اطلاعات و مطالب اين سايت محفوظ و متعلق به سایت ایران اخلاق می باشد