علاج کار کشور عبارت است از بیداری مردم، حفظ انگیزه‌های ایمانی مردم، به‌کار گرفتن جوانان پُرانگیزه و مؤمن، و تقویت درونی کشور؛ این تنها راه است.بیانات امام خامنه ای (مد ظله العالی)در دیدار مردم آذربایجان شرقی‌
منو اصلی
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
 
متن تصویر:
[عضویت]
[فراموشی رمز توسط ایمیل]
تقویم
اوقات شرعی
اخبار > «عشق» و ميل به زندگي


  چاپ        ارسال به دوست

«عشق» و ميل به زندگي

عشق عبارتست از رغبت جدي به زندگي و پرورش آنچه بدان مهر مي ورزيم. عشق يعني حمايت، احترام و علاقه دو انسان به يکديگر. عشق يعني بودن در کنار ديگري و همراهي کردن او در تمام فراز و نشيب ها، شادي ها و ناکامي ها. عشق يعني درک کردن و صبر داشتن.در ميل به عشق ورزيدن پيامي بسيار ساده نهفته است: «نمي خواهم از تو سوءاستفاده کنم، از اين که دوستت دارم لذت مي برم. مي خواهم تو را بشناسم، به احساست پي ببرم، با تو رشد کنم، در شادي و غم با تو شريک باشم، در کنار و همراهت باشم و با تو الفتي برقرار کنم.» ما در تنهايي رنج مي کشيم و مي ميريم؛ ولي در کنار هم رشد مي کنيم، تغذيه و سعادتمند مي شويم. يکي از فوايد مهم عشق ورزيدن اين است که با داشتن آن انسان دنياي بزرگتري براي خود مي سازد.

به نظر «اوشو» عارف معاصر هندي، ميل به عشق، قاطعانه ترين نشانه براي اثبات وجود خداوند است. چون انسان عشق مي ورزد پس خدا وجود دارد. چون انسان بدون عشق نمي تواند زندگي کند پس خدا وجود دارد. عشق شوق وافر دروني براي يکي بودن با کل است. ميل باطني براي فنا شدن در وحدانيت. منشاء عشق جدايي است؛ ما از منشاء جدا شده ايم. اگر درختي را از خاک بيرون بياوري اشتياقي عظيم براي بازگشت به خاک و ريشه دواندن در آن احساس خواهد کرد. زندگي درخت در خاک با خاک و از طريق خاک ممکن مي شود و اين يعني عشق.

هر نوع عشق حتي عشق هاي مادي صورت هايي از عشق هستند که در نهايت ما را به مرحله اي از کمال مي رسانند و از آنجا که کمال مطلق خداست در نهايت همه عشق ها به او ختم مي شود. در مسير خاک تا افلاک مراحل و مراتب گوناگوني از عشق را مي توان برشمرد که هر فرد به تناسب رشدي که دارد، مي تواند خود را به يکي از اين مراتب برساند.

عاشق بودن از هر نوعي که باشد در رفتار انسان ها تحولات شگرفي را ايجاد مي کند، اين تحولات نيز طيف وسيعي را شامل مي شوند. برخي از آنها محدود و کم تاثيرند و برخي ديگر آنچنان تحول ايجاد مي کنند که جوامع بشري را تا قرن ها تحت تاثير خود قرار مي دهند و انقلابي در رفتار انسان ها به وجود مي آورند.

مرد مي تواند از طريق زن به هستي متصل شود و زن از طريق مرد در هستي ريشه مي دواند. وقتي که اين دو نيمه به هم مي رسند و در يکديگر ادغام مي شوند براي اولين بار احساس ريشه داشتن و متصل بودن مي کنند و لذتي بزرگ وجود آنها را فرا مي گيرد. زن و مرد به مثابه دروازه هايي هستند که به درگاه خداوند گشوده مي شوند. ميل به عشق، ميل به خداوند است. برخي مي پندارند فقط زماني مي توانند عشق بورزند که شخصي را يافته باشند که از نظر آنان سزاوار عشق باشد؛ اما مطمئنا چنين شخصي يافت نمي شود زيرا مرد يا زن کامل اصلا وجود ندارد.

عشق يک اتفاق نيست، يک احساس نيست، بلکه خواستن است، گنجي است که نابرده رنج ميسر نمي شود و دستيابي به آن مستلزم تحمل مشقت هاي فراواني است. عشق يعني خود را وقف خدمت کردن، يعني برقراري ارتباط و خود را به لحظه ها سپردن، عشق يعني نقض «من» و گريز از هرگونه خودرأيي و خودخواهي و خودکامگي. عشق از «من»، «ما» مي سازد، از اين رو موجب شکوفايي مي شود.

عشق فقط از درون کسي به بيرون جاري مي شود که کسي نباشد. وقتي آکنده از غرور باشي عشق ناپديد مي شود. همزيستي عشق و غرور ممکن نيست، اين دو جايي در کنار يکديگر ندارند.

مشکل وقتي پيدا مي شود که بخواهيم ازدواج را با عشق درآميزيم؛ آنگاه زيبايي عشق در مقابل واقعيت که همان نيازهاي روزمره ازدواج است رنگ مي بازد. بدين ترتيب ما بدترين دشمنان خود مي شويم، چرا که با ايجاد تصوير ذهني غير واقعي از عشق، در برخورد با واقعيت سرخورده و مايوس مي شويم. عشق رويايي نمي تواند با روابط معمولي و متعادل همخواني داشته باشد. بايستي به جاي اين که پيوسته در طلب عشق رويايي و هيجان فوق العاده باشيم زيبايي را در کارهاي معمولي جستجو کنيم. هنگامي که عشق را از قلمرو تخيل و رويا بيرون آوريم و وارد زندگي روزمره کنيم انجام بسياري از کارهايي که حقير و پيش پا افتاده است نيز لذت بخش خواهد شد. آنچه زندگي اجتماعي را زيبا و دلپذير مي نمايد عشق است.

عشق چيزي نيست که ناگهاني و خود به خود به وجود آيد. عشق آموختني است و هر کس مي تواند و بايد عشق ورزيدن را بياموزد. در مسير زندگي کسي بايد عشق ورزيدن را به شما آموخته باشد. اولين مربيان ما والدين ما هستند، گرچه کامل و بي عيب نيستند ولي کودک بايد بداند که تجلي عشق است و وجودش از عشق لبريز است. احساس عزيز بودن به کودک کمک مي کند احساس ارزشمندي کند و خودپنداره مثبت در او شکل گيرد. عشق گلي است بسيار ظريف و شکننده که بايد محافظت، تقويت و آبياري شود. عشق نيازي مبرم، حياتي و همگاني است که تبلور آن شکوفايي و خلاقيت مي آفريند و کمبود آن انسان را به فساد و تباهي مي کشاند.

بايد با عشق و در عشق زندگي کنيم تا معني و مفهوم واقعي حيات را درک کنيم و از آن لذت ببريم. خوشبختي هر کس در گرو احساسي است که نسبت به ساير انسان ها دارد. قبل از عشق ورزيدن بايد تخم کينه و نفرت را از دل زدوده باشيم تا بتوانيم جايي براي عشق ورزيدن باز کنيم. دوست داشتن يکديگر و عشق به همنوع، انگيزه اصلي انسان ها براي رعايت اصول اخلاقي است. خوشبختانه امروزه مردم به مساله عشق توجه بيشتري نشان مي دهند و آن را بدون احساس شرم و خجالت ابراز مي کنند و ديگران را در عشق خود سهيم مي سازند. چنانچه واقعا جوياي عشق و محبت هستيد کوشش کنيد بهترين شمايي را که در وجودتان نهفته است ارائه دهيد. سلامت فکر و روح هر کس بستگي به ميزان پايداري و عمق دوستي و رابطه او با ديگران دارد. شما فقط از آنچه داريد مي توانيد ايثار کنيد پس اول زندگيتان را سرشار از شادي کنيد.

زندگي هدف نيست. زندگي يک روند متحول است و شما قدم به قدم آن را طي مي کنيد و اگر بتوانيد اين قدم ها و اين لحظات را شادي بخش و نشاط آفرين کنيد آن وقت است که به مفهوم واقعي زندگي کرده ايد.

عشق، تقسيم کردن خوبي ها و زيبايي هاست. عشق، بخشيدن است. برخي وقتي شاد هستند خسّت به خرج مي دهند و آن را با کسي تقسيم نمي کنند، برعکس وقتي غمگين هستند ولخرج و دست و دلباز مي شوند و دوست دارند ديگران را در غم و درد خود سهيم کنند. «احتکار» از هر نوع که باشد، سمي است. اگر ببخشي، وجود از سموم پالايش مي يابد. وقتي هم که مي بخشي در انتظار عمل متقابل يا پاداش نباش، حتي منتظر تشکر هم نباش بلکه از کسي که به تو اجازه داده چيزي را با او تقسيم کني سپاسگزار باش.

اگر هر يک از ما فقط يک نفر را داشته باشيم که بتوانيم با او صميمانه درد دل کنيم کسي از درد تنهايي به جان نمي آيد. کسي که شما بتوانيد درد خود را با او در ميان بگذاريد، ترسي از پنهان کردن مسائل خود از او نداشته باشيد و او احساسات و عواطف شما را صميمانه درک کند و به جاي تضعيف روحيه، همدردي کند، دلداري دهد و به شما آرامش بخشد.

از طريق دوستي و اتحاد با ديگران، به همان نسبت بر توانايي ها و شادي هايمان افزوده مي شود. در اين ميان احتمال غم و رنج هم مسلما وجود دارد، چون اقتضاي زندگي است. زندگي در عين شادي و لذت، رنج و درد زيادي هم در بردارد، اما حُسن کار در اين است که وقتي مي گريم، کسي را در کنار خود دارم و هنگامي که او مي گريد، مرا در کنار خود دارد، اما در تنهايي و بي کسي که درد بزرگي است، اشک نمي ريزيم.

حال از شما مي پرسم که شما چه کسي را به عنوان معشوق خود برگزيده ايد؟ او همسر شماست يا فرزندتان يا يکي از والدين شما و يا خواهر و برادر شما و يا دوست همجنس شما؟ فرقي نمي کند، انتخاب با شماست. اما چه زباني را براي بيان عشق خود به کار مي بريد؟
آيا زماني را براي بودن در کنار او اختصاص مي دهيد؟
آيا او را با کلام خود تاييد و تصديق مي کنيد؟
آيا در کارها به او کمک مي کنيد و در سختي ها از او حمايت مي کنيد؟
آيا با او ارتباط فيزيکي داريد، تماس برقرار مي کنيد و او را مورد نوازش قرار مي دهيد؟
آيا به او هديه مي دهيد؟ ( الزاما هدايا مادي نيستند بلکه مي توانند حتي جملات محبت آميز شما باشد).

شما براي تداوم عشق و محبت خود چه راهکارهايي را تمرين مي کنيد؟ تمرين هاي زير شما را در استمرار بخشيدن به عشق و محبتتان ياري مي دهد. مي توانيد امتحان کنيد.

1. زماني را براي بودن در کنار همسرتان در نظر بگيريد. در اوقات معيني با او بيرون برويد. حتي مي توانيد براي مدت کوتاهي تلويزيون را خاموش کنيد و با او گفتگو کنيد.

2. با هم بودنتان را به خاطره خوشايندي تبديل کنيد.

3. به او بگوييد که عاشقش هستيد. حداقل روزي يک بار جمله «دوستت دارم» را به يکديگر بگوييد.

4. گاهي چراغ ها را خاموش کنيد، شمع روشن کنيد، غروب خورشيد را بنگريد و يا زير نور مهتاب با هم شام بخوريد.

5. تعطيلات و اوقات فراغت را به يکديگر اختصاص دهيد.

6. براي خوشحال کردن يکديگر هر کاري که مي توانيد انجام دهيد. تا مي توانيد به يکديگر هديه بدهيد و بدانيد هدايا فقط اشياي مادي نيستند بلکه مي توانند عبارات و جملات عاشقانه باشند.

7. هرگز درباره يکديگر قضاوت نکنيد و از هم انتقاد نکنيد.

8. به يکديگر احترام بگذاريد و از هم حمايت کنيد. با اظهار علاقه و قدرداني و تمجيد و تحسين، مشوق و مدافع او باشيد.

9. هنگام غم و شادي در کنار هم باشيد و در گوش يکديگر سخنان دلنشين زمزمه کنيد و يکديگر را نوازش کنيد.

10. اسرار خود را به يکديگر بگوييد، اما همه آنها را فاش نکنيد. از روياها و آرزوهايتان براي يکديگر حرف بزنيد.

11. در کارها به يکديگر کمک کنيد.

12. با يکديگر صادق باشيد.

13. سعي کنيد علائق همسرتان را بشناسيد و به آنها احترام بگذاريد و به انتظارات او جامه عمل بپوشانيد.

14. گاهي براي يکديگر نامه عاشقانه بنويسيد و هرگاه خانه را ترک مي کنيد حتما برايش يادداشت بگذاريد.

15. و فراموش نکنيد که «عشق» عمر را طولاني تر و زندگي را لذت بخش تر و تن و روان را سالمتر مي سازد.

 وجيهه زحمتکش


١٢:٣٢ - 1391/05/25    /    شماره : ٤٠١    /    تعداد نمایش : ١٢٠٧


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج




 

كليه حقوق اطلاعات و مطالب اين سايت محفوظ و متعلق به بسیج شركت ملي صنایع پتروشیمی می باشد