شرکتهای پتروشیمی
-
شرکتهای تولیدی
شرکتهای مجری طرح
شرکتهای خدماتی
تحکیم خانواده
-
روح زندگی
تندرستی
فوت و فن
آشپزی
نوجوان
کودک
قصه های کودکانه
بازیهای کودکانه
گالری
-
صوتی
تصویری
دانلود
پایگاهها و حوزه ها
-
قرآن و عترت
-
دارالقرآن بسیج پتروشیمی
دارالقرآن در پتروناب
اندیشه قم
تبیان
قرآن به سه زبان عربی، فارسی و انگلیسی
علاج کار کشور عبارت است از بیداری مردم، حفظ انگیزههای ایمانی مردم، بهکار گرفتن جوانان پُرانگیزه و مؤمن، و تقویت درونی کشور؛ این تنها راه است.بیانات امام خامنه ای (مد ظله العالی)در دیدار مردم آذربایجان شرقی
منو اصلی
صفحه اصلی
-
در سایه سار ولایت رهبری
-
نقشه راه كلام رهبري
قرآن در کلام رهبری
نهج البلاغه در کلام رهبری
دین و اندیشه
-
دفاع مقدس
-
سبک زندگی
-
صیانت از حقوق شهروندی
خانواده ایرانی
بصيرت سايبري
-
اقتصاد مقاومتی
-
مقالات
-
مقاله دات نت
پایگاه مجلات تخصصی
پایگاه اطلاعات و خدمات علمی
ورزش
-
وزارت ورزش و جوانان
استقلال
پیروزی
ورزش
خدمات الکترونیک
-
اتوماسیون اداری وزارت نفت
صورت حساب حقوق شاغلین وزارت نفت
امور گردشگری و فرهنگی شرکت ملی نفت
شرکت تجارت الکترونیک پارسیان
سامانه الكترونيكي نيروهاي پيمانكار
کتابخانه مجازی
پورتال مرکز اطلاع رسانی
صندوق بازنشتگی پس انداز و رفاه کارکنان صنعت نفت
قوی ترین موتور جستجوی املاک و مستغلات
بانک تجارت
بانک ملت
سامانه اعلام حساب خانوار
خرید کارت شارژ(تالیا،ایرانسل و همراه اول)
محاسبه شاخص سلامت
نقشه متروی تهران
پایگاه جامع اطلاع رسانی پزشکی
پدافند غیر عامل
-
معاونت بسیج خواهران
-
معرفی فعالیتهاي ٦ ماهه دوم ٩١
فرهنگی
عقیدتی
قران
تحکیم بنیان خانواده
عملیات
جلسات
جلسات بسیج با مرکزی نفت
جلسات با بسیج پتروشیمی
معرفی فعالیتهای 3 ماهه اول 92
معرفی فعالیتهای 3 ماهه دوم 92
معرفی فعالیتهای 3 ماهه سوم 92
معرفی فعالیتهای 3 ماهه چهارم 92
ارتباط با ما
-
فرم ارتباط
اطلاعات تماس
ورود
نام کاربری :
کلمه عبور :
متن تصویر:
[عضویت]
[فراموشی رمز توسط ایمیل]
تقویم
اوقات شرعی
اخبار > تاب تاب عباسی
چاپ
ارسال به دوست
تاب تاب عباسی
که آمد،
گفت: من و هل بده! حوصله ندارم.
گفت: چرا؟
گفت: آخه هیچ کس نمیاد با من بازی کنه.
گفت: من که هستم. بیا فوتت کنم.
،
را فوت کرد.
بالا رفت تا رسید به نوک
.
نوک
،
بود.
گفت: منم بازی؟
خندید.
نشست تو بغل
. بعد
،
را بالاتر برد.
رسید به
گفت: منم بازی؟
خندید.
نشست تو بغل
.
،
را باز هم بالاتر برد.
رسید به
گفت: منم بازی؟
خندید.
نشست تو بغل
.
باز هم بالاتر رفت و
رسید.
هم پرید تو بغل
.
یک فوت گنده کرد.
،
را با دوستانش،
و
و
و
هل داد.
آن ها باهم گفتند:
عباسی. ما را یک هو نیندازی!
یک دفعه سنگین شد. دستش درد گرفت. داد زد: آی دستم. آی دستم دار ه کنده می شه.
ترسید. فوری فوری فوتش را کم و کم تر کرد.
آرام آرام آمد پایین.
و
از
پریدند بیرون.
یک کم سبک شد. یک کم پایین تر که آمد،
هم پایین آمد. بعد هم
آمد پایین.
که به زمین رسید، خوابش برد.
نازش کرد و آرام رفت.
هم تا صبح خواب می دید که با دوستانش بازی می کند.
٠٩:١١
- 1395/10/14 / شماره : ١٤٤٨١ / تعداد نمایش : ٢٧٨٨
air.ir/Znk3Qa
نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نام :
ایمیل :
*نظرات :
متن تصویر:
...در حال ثبت نظر
نظر شما
نام :
ایمیل :
*نظرات :
متن تصویر:
خطا! متن تصویر را اشتباه وارد کرده اید.
...در حال ثبت نظر
خروج
كليه حقوق اطلاعات و مطالب اين سايت محفوظ و متعلق به بسیج شركت ملي صنایع پتروشیمی می باشد
http://www.aryanic.com/طراحی-سایت
توسط
http://www.aryanic.com/products-highportal.html
aryanic