|
رديف
|
مفاهيم و واژگان
|
برابرنهاده
|
مفهوم
|
|
1
|
برنامهریزی بر پایة فرض
|
Assumption-based Planning
|
«برنامهريزی بر پایهي فرض» ابزاری است که ميتوان به کمک آن «برنامههای پابرجا » و انطباق پذیر تهیه کرد. به بیان دیگر هدف از کاربرد برنامهريزی بر پایهي فرض، کاهش تعداد «شگفتیهای اجتناب پذیر » است. برنامهريزی بر پایهي فرض را باید ابزاری دانست که "پس از" برنامهريزی بهکار ميرود. در واقع باید پیشاپیش یک برنامه تدوین شده باشد تا بتوان فرض های مهم با عدم قطعیت بالای آن را شناسايی کرد. مشخصا قصد اصلی این است که ریسکهای ناشی از فرض ها بهتر مدیریت شوند (Dewar, 2002).
|
|
2
|
پسابرنامهریزی
|
Post Planning
|
: پسابرنامهریزی گامی از برنامهریزی است که وضعیت شکست برنامه را شناسایی میکند و به سیستم اجازه میدهد که کنترل را در اختیار گیرد (Warren, 1999).
|
|
3
|
نقشهراه
|
Roadmap
|
نقشهراه تکنولوژي، برنامه يا طرحي است که اهداف بلندمدت و کوتاهمدت را با راهحلهاي تکنولوژيک مشخص, منطبق ميسازد. نقشهراه يا رهنگاشت براي محصولات, فرآيندها و يا تکنولوژيهاي جديد به کار مي رود و سه کارکرد عمده دارد: اول، رسيدن به اجماع و توافق پيرامون نيازها و تکنولوژيهايي که براي برطرفکردن آن نيازها لازم است. دوم، فراهمکردن مکانيزمي براي پيشبيني توسعه تکنولوژي. سوم، فراهمکردن چارچوبي براي طراحي و هماهنگسازي توسعه تکنولوژي.
Garcia, M.L. and Bray, O.H. (1997). "Fundamentals of Technology Roadmapping". Strategic Business Development Department, Sandia National Laboratories
|
|
4
|
علم
|
Science
|
علم، تشکيلات نظامندي است که دانش ما نسبت به جهان خارج را به نحوي توصيفپذير و پيشگويانه، شکل و سازمان مي بخشد. يکي از تعاريف قديمي که هنوز هم کاربرد زيادي دارد، توسط ارسطو ارائه شده است: علم، دانشي قابل اعتماد است که از لحاظ منطقي و عقلائي، قابل توضيح باشد.
http://www.merriam-webster.com/dictionary/science
Aristotle. Metaphysics. 1.981b
|
|
5
|
فناوري
|
Technology
|
تکنولوژي تمامي دانش، محصولات، فرآيندها، ابزارها، روشها و سيستمهاي بکارگرفته شده در خلق کالاها يا ارائه خدمات، ميباشد
Management of technology, Tarek M. Khalil p.1
|
|
6
|
آيندهنگاري
|
Foresight
|
فرآيند تلاش نظاممند براي نگاه به آينده بلندمدت علم, فناوري, محيط زيست, اقتصاد و اجتماع با هدف شناسايي فناوريهاي عام نوپديد و تقويت حوزههاي راهبردي است، که احتمالاً بيشترين منافع اقتصادي و اجتماعي را به همراه دارد.
دانشنامه آيندهپژوهي،ريچارد اسلاتر، مرکز آيندهپژوهي علوم و فناوريهاي دفاعي،جلد اول
|
|
7
|
عدم قطعيت
|
Uncertainty
|
هر چه بر شتاب تغييرات جهاني افزوده شود، امکان پيش بيني آيندههاي جهان درازمدت کاهش مييابد. هر جا که آينده غيرقابل پيش بيني باشد اصطلاحا گفته ميشود که آينده با عدم قطعيت همراه است. شناسايي عدم قطعيتها يکي مراحل اصلي در طراحي سناريوهاي آينده است.
برنامهريزي پابرجا براي يک قرن، رابرت جي لمپرت، ترجمه وحيدي مطلق، انديشکده صنعت و فناوري، تهران 1385
|
|
8
|
ماتريس آثار برگذر
|
Cross Impact Matrix
|
يک ابزار استاندارد آيندهانديشي است که براي برآورد مجموع تأثيرات حوزهاي از روندها و رويدادها به کار گرفته ميشود. فهرستي که ممکن است شامل 10 متغير باشد، در قسمت بالا و سمت چپ يک ماتريس، به صورت عمودي و افقي درج ميشوند. هر روند يا رويدادي تحت تأثير ساير روندها يا رويدادهاي متناظر که در ستون و يا سطرهاي ديگر هستند، قرار مي گيرد. با استفاده از يک سيستم ساده نمرهدهي ميتوان به استحکام روابط تعاملي ميان آن ها پيبرد. هر متغير (روندها يا رويدادها) بر خودش داراي تأثير نيست. در نتيجه قطر اين ماتريس خالي ميماند. به اين ترتيب دامنهي تأثيرپذيري هر متغير به وسيله جمع اعداد آن سطر به دست ميآيد. نتايج نهايي به عنوان شاخصي براي سنجش اين که کدام نيروها تشويقکننده (مشوقها) و کدام نيروها بازدارنده (بازدارندهها) هستند، استفاده ميشود.
دانشنامه آيندهپژوهي، اسلاتر، مرکز آيندهپژوهي علوم و فناوريهاي دفاعي، جلد اول
|
|
9
|
نيروهاي پيشران
|
Driving Force
|
"نيروهاي پيشران" مفهومي است که بيشتر در طراحي سناريوها مورد استفاده قرار ميگيرد. و منظور آن نيروهايي است که بر پيامد رويدادها اثر دارند. به عبارت ديگر عناصري که باعث حرکت و تغيير در طرح اصلي سناريوها شده و سرانجام داستانها را مشخص ميکنند.
هنر دورنگري، پيتر شوارتز، مرکز آيندهپژوهي علوم و فناوريهاي دفاعي، تهران 1388
|
|
10
|
آيندههاي بديل
|
Alternative Futures
|
آيندههاي بديل، از نگاه بسياري، مفهوم محوري آينده پژوهي به شمار ميرود. اين باور که افراد، گروهها و فرهنگها در مسيري از پيش مقدر، به سوي آيندهاي واحد و يگانه قرار ندارند، بلکه با به کارگيري قواي آيندهنگري و تصميمگيري خود، ميتوانند آيندهاي را از ميان گستره وسيعي از مسيرهاي منتج به آينده و پيامدهاي آن برگزينند.
دانشنامه آيندهپژوهي، اسلاتر، مرکز آيندهپژوهي علوم و فناوريهاي دفاعي، جلد اول
|
|
11
|
فناوريهاي بديل
|
Alternative Technologies
|
فناوريهايي هستند که در مسير اصلي پيشرفت فناوري قرار ندارند و به واسطه جنبشهاي اجتماعي ظهور مييابند. انديشههايي که به دنبال توسعه راهحلهاي غيرمتداول در بافتار جهان اول و جهان سوم هستند.
دانشنامه آيندهپژوهي، اسلاتر، مرکز آيندهپژوهي علوم و فناوريهاي دفاعي، جلد اول
|
|
12
|
سناريو
|
Scenario
|
سناريو، به داستانهاي مربوط به آيندههاي باورپذير متعدد، که يک دولت، سازمان يا شرکت احتمالاً با آنها مواجه خواهد شد گفته ميشود. سناريوها به صورت نموداري، پويا و متحرک، جريان تحول و پيدايش دنياي آينده را نمايش ميدهند. سناريوها موجب تمرکز توجه ما بر روي نقاط انشعاب مسير آينده و پيشآمدهاي بالقوه در اين مسير ميشوند.
دانشنامه آيندهپژوهي، اسلاتر، مرکز آيندهپژوهي علوم و فناوريهاي دفاعي، جلد اول
|
|
13
|
روش دلفي
|
Delphi Method
|
يکي از روشهاي آيندهپژوهي، مشاوره با خبرگان است. دلفي يک فرآيند نظرسنجي براي بهبود جذب آراي نخبگان است که در آن پاسخ افراد به سوالات به طور جداگانه و ناشناس کسب ميشود. پرسشها چند مرتبه مطرح ميشوند و پاسخها به گونهاي ساختاريافته و دقيق به شرکتکنندگان ارائه ميشود.
آيندهپژوهي پيشرفته، ادوارد کورنيش، ترجمه سياوش ملکيفر، انديشکده صنعت و فناوري، تهران 1388
|
|
14
|
برنامهريزي پابرجا
|
Robust Planning
|
برنامهريزي پابرجا و يا تصميمگيري پابرجا يک رويکرد کمي براي تحليل سياست درازمدت به منظور تصميمگيري با نگاه به افقهاي دور است. هدف روش تصميمگيري پابرجا پشتيباني از توانمنديهاي ذاتي تصميمگيري انسان از طريق ابزارهاي تحليل کمي و نيرومندي است که هنگام بکارگيري در مسائل تصميم محدودتر، اثربخشي بينظيري از خود نشان دادهاند.
برنامهريزي پابرجا براي يک قرن، رابرت جي لمپرت، ترجمه وحيدي مطلق، انديشکده صنعت و فناوري، تهران 1385
|
|
15
|
پانل
|
Panel
|
پانل متشکل از جمعي خبره بين 12 تا 20 نفر ميباشد که در زماني بين 3 تا 18 ماه، در مورد آينده موضوعاتي مشخص، تامل کرده و به مشورت ميپردازند
دانشنامه آيندهپژوهي، اسلاتر، مرکز آيندهپژوهي علوم و فناوريهاي دفاعي، جلد اول
|
|
16
|
ديدهباني
|
Observatory
|
آيندهپژوهان همواره به دنبال تشخيص حتي ضعيفترين سيگنالهاي تغيير هستند. اين سيگنالها نشان مي دهند که چه تحولها و روندهاي جديدي در پيش است و احتمالاً آينده آبستن چه رويدادهايي خواهد بود. تلاشهايي که متضمن کشف تغييرها و تحولها باشد، به ديدهباني موسوم است.
الفباي آيندهپژوهي، عقيل ملکيفر، انديشکده صنعت و فناوري، تهران 1386
|
|
17
|
پتنت
|
Patent
|
پتنت، حقي انحصاري است كه در قبال اختراع انجامشده به مخترع يا نمايندة قانوني او اعطا(grant) ميشود. به عبارت ديگر، پتنت سندي است كه توصيف كنندة يك اختراع بوده و براساس درخواست متقاضي به وسيلة يك ادارة دولتي يا توسط يك ادارة منطقهاي به نيابت از چند كشور صادر مي شود و حمايت قانوني و اختيار بهره برداري (توليد، استفاده، فروش و صادرات) يك اختراع را به صاحب آن در محدوة زماني خاصي (عمدتاً 20 سال) اعطا مينمايد.
وبسايت سازمان جهاني مالکيت فکري، به نشاني:
http://www.wipo.int//portal/index.html.en
|
|
18
|
آينده مطلوب
|
Desired Future
|
آيندههاي مطلوب يا مرجح، برعکس ديگر آيندهها (ممکن، باورپذير و محتمل) از نوع شناختي نيستند، بلکه از نوع برانگيزاننده هستند. اين آيندهها برآمده از قضاوتهاي ارزشي هستند و از اينرو بيشتر ذهنگرا هستند تا واقعگرا. همچنين براي افراد گوناگون، متفاوت هستند.
دانشنامه آيندهپژوهي، اسلاتر، مرکز آيندهپژوهي علوم و فناوريهاي دفاعي، جلد اول
|
|
19
|
آیندهپژوهی
|
Futures
|
حوزه پژوهشی پیچیده ،پردامنه و جهان گستری که مسائل و مباحث پیشرو درآینده را در کانون توجه و تمرکز اصلی خود قرار می دهد.
|
|
20
|
برنامهریزی راهبردی
|
Strategic Planning
|
فرآیند نظام مند برنامه ریزی درمورد آینده ، ارزشیابی نتایج حاصله و یکپارچه نمودن آنها، با مدیریت روزانه را برنامه ریزی راهبردی گویند.
|
|
21
|
پسنگری
|
Backcasting
|
روشی درآیندهپژوهی که در آن یک سناریو درمورد یک آینده خاص به صورت تفصیلی ( جز به جز) مورد شناسایی قرار می گیرد. سپس ریشهها، خاستگاهها و سیر توسعه سناریو، به دقت (از آینده) تا زمان حال ردیابی میشود. این واژه را اغلب در تقابل با پیشبینی میدانند.
|
|
22
|
چشماندازسازی
|
Visioning
|
فرآیند ساخت تصویری از آینده که به حدکافی واقعی باشد، همانند یک آهنربا بتواند اهداف مورد نظر ر اجمع کند و همانند یک مهمیز برانگیزاننده اقدامات فعلی باشد.
|